-----------
هنرپيشه معروف سينما ؟
...الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت
هنرپيشه مرحوم سينما ؟
الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور
هنرپيشه مرحوم فيلم "ممل آمريکايي" ؟
الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ک) نعمت الله شيرين عسل
ش) نعمت الله مينو
هنرپيشه زن معروف سينما ؟
الف) هديه تهراني
ب) کادوي تهراني
ک) چشم روشني تهراني
ش) قابل نداره تهراني
بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟
الف) پارسا پيروفر
ب) فارسا فيروزپر
ک) پارسا پيروزپر
ش) فارسا فيروزفر
يکي از آهنگ هاي منصور ؟
الف) ديوونه
ب) ... خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج!
خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد
تربيت بدني
------------------------------
مربي و بازيکن اسبق پرسپوليس ؟
الف) علي پروين
ب) علي شهين
ک) علي مهين
ش) علي دمبه
کشتي گير گردن کلفت ايران ؟
الف) عباس جديدي
ب) عباس قديمي
ک) عباس نيو
ش) عباس آپ تو ديت
تيم فوتبال آباداني ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزين آبادان
ک) گازوئيل آبادان
ش) استقلال اهواز
باشگاه انگليسي ؟
الف) ميدلزبرو
ب) ميدلزبيا
ک) ميدلزبودي حالا
ش) ميدلزپاشو برو گمشو
بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟
الف) حسن صالح حميدزيچ
ب) حميد صالح حسنزيچ
ک) حسن حميد صالحزيچ
ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟
دروازه بان انگليس در جام جهاني 1998 فرانسه ؟
الف) ديويد سيمن
ب) ديويد سيمثقال
ک) ديويد سيگرم
ش) ديويد سيتن
مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟
الف) اندي کول
ب) اندي سرشانه
ک) اندي پشت بازو
ش) اندي مرسي هيکل
فيزيک 1و2و3و4و5و6و7و . . . و شيمي . . . ( در هم )
------------------------------
مساحت دايره چقدر است ؟
الف) 2 متر
ب) 5/2 متر
ک) بيشتره
ش) صبر کن بپرسم
سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نيست
ک) شما چطوري ؟
ش) چه خبر ؟
کدام دانشمند جاذبه زمين را کشف کرد ؟
الف) نيوتن
ب) کيلوگرم
ک) متر بر مجذور ثانيه
ش) نيترات مس
يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟
الف) عدسي
ب) کاچي
ک) فرني
ش) سرشير با دوغ
دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟
الف) تامسون
ب) واشنگتني
ک) بمي
ش) شهسواري
يکي از اشکال ماده ؟
الف) گاز
ب) يخچال
ک) بخاري
ش) ماشين ظرف شويي
نام ديگر اسيد فرميک ؟
الف) جوهر مورچه
ب) جوهر مورچه خوار
ک) جوهر پلنگ صورتي
ش) جوهر سلندي پيتي
نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟
الف) فرعون (فرئون)
ب) نمرود
ک) ابرهه
ش) خسرو پرويز
نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و ... ؟
الف) گازهاي نجيب
ب) گازهاي سر به زير
ک) گازهاي باوقار
ش) کلا بچه هاي خوبي هستن
ادبيات
------------------------------
در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟
"بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده"
الف) ايهام
ب) صنعت نفت
ک) صنعت پتروشيمي
ش) صنعت ميخ راست کني!
شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهاني
ب) ابي اصفهاني
ک) اندي اصفهاني
ش) سياوش قميشي اصفهاني
فعل "خوردن" را صرف کنيد ؟
الف) خوردي
ب) صرف شده
ک) ميل ندارم
ش) نوش جان
نويسنده "منطق الطير" کدام شاعر است ؟
الف) عطار نيشابوري
ب) نجار نيشابوري
ک) سمسار نيشابوري
ش) گل فروش نيشابوري
دنیای امروز ما!؟!
دو روزه با دختره رفیق شدی، میپرسه فامیلیت چیه؟ میگی میخوای چی کار؟ میگه میخوام ببینم به اسم بچههامون که انتخاب کردم میاد یا نه!!
· واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ!!!
· به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!!
· اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!!
· رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز میکنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!
· پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!
· بغل دستیمون توی هواپیما از اول تا آخر به اسلام فحش میداد، وسطهای پرواز هواپیما یه تکون خورد، گفت «یا ابالفضل»!!
· سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده ۶۰ لیتر بنزین، سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش!!
· رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم!!
· تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسره های پارک آبی!!
· طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم!!
· واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه مهریه به نیت المپیک لندن!!
یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!
دو هزارتا لیلی واسه هر مجنونه
من چقدر خوشبختم همه چی آرومه
مانتوها چسبونن همه چی معلومه
بگو این آرایش تا ابد پابرجاست
حالا که خط چشم تو نگاهت پیداس
من چقدر خوشبختم همه چی آسونه
زندگی شیرینه همه چی ارزونه
همه چی آرومه غصه ها خوابیدن
پول خوبی میدن واسه ی زاییدن
ما چقدر خوشبختیم همه چی آرومه
چه کسی بیکاره؟چه کسی محرومه؟
غول بدبختی رو غول خوشبختی خورد
هر چی که مشکل بود همه رو لولو برد
۱- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده ميشود.
2- مدت زمان مكالمهي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
3- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
4- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز ميكنيد.
5- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6- جنسيت شما در موقع مصاحبهي استخدام مطرح نيست.
7- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8- ظرف مدت 10دقيقه ميتوانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
9- همكارانتان نميتوانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نميگيرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل ميتوانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانهي شما ميآيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه ميتوانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- ميتوانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابهي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.
وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه.
ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی میکنه.
مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه.
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه. برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم.
به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو ، آی کیف می کنه که مرد شده .
دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .
سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه. خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .
شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) .
وای وای وای... نگو خواهر... ... (این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه .
آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها (به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد.
هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......
کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد
. فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه. پس اول از همه موهاشو بلند می کنه. بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه. بعدشم یه دمب اسبی و... تمام.
دخترکش شد اروای عمهاش
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن .
بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره.
سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی...
می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره. نماد خودشه و دختری که انشالا اونروز باهاش آشنا می شه.
عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه .
بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن.
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بین
بله...
آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده .
شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری...
می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره .
بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان...
که می فهمن بله... آقا ایدز داره.
وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه :
یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد .
و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه :
دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون میکنم ...
نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟ ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین
زن از دیدگاه دکتر شریعتی:
"زن عشق میکارد و کینه درو می کند...
او میزاید و تو نام برایش انتخاب می کنی...
او درد می کشد و تو نگران ز اینکه بچه دختر باشد...
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی میبینی...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر؟"
روز مادر مبارک
این روزا حال و حوصله ی نوشتن ندارم
سرم هم اینقدر شلوغه که نگو
کلی پروژه ریخته سرم
نمی دونم به کدوم یکی برسم
به هر حال فکر کنم تا آخر امتحانات همین آشه و همین کاسه
فعلا یا حق
از انسانیت copyبگیر و Send to all کن
با صداقت و وفا و معرفت chatکن
از زیبا ترین خاطره webبگیر
توی پروفایل قلبت یه قلب تیر خورده بذار
و بگو عاشق عشق هستیو عاشق عشق باشین
در messengerقلبت عشق روaddکن
و به احساسات زیبایی pmبده
غم رو deleteکن
واژه ی بدی رو renameکن
برای غرورت Offبذار و بگو بشینه که دنیا ۲ روزه
و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد
زنی در حال عبور او را دید و به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید
و گفت مواظب خودت باش
کودک پرسید ببخشید خانم شما خدا هستید؟
زن لبخندی زد و گفت نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم
کودک گفت می دانستم با خدا نسبتی دارید
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم،این یعنی در میان دوستانم بوده ام
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده است،این یعنی غذای کافی بریا خوردن دارم
خدا را شکر که در پایان روزاز خستگی از پا می افتم ،این یعنی توان سخت کار کردن را دارم
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم،این یعنی خانه ای دارم
خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم،این یعنی میتوانم بشنوم
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم،این یعنی هنوز زنده ام
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم،این یعنی به یاد می آورم که اغلب اوقات سالم هستمیا چگونه وقت خود را می گذرانید
هر روزه فرصت های بی شماری در اختیار دارید
تا زندگی اطرافیان خود را متاثر سازید
چه آنانی می شناسیدشان و چه آنانکه برایتان بیگانه اند
چگونه؟
به عشق و شور زندگی خویش اجازه دهید خودش را ظاهر کند
از طریق کلمات،چشمان،اعمال و حتی با زبان بی زبانی قلبتان،
نمود و ظهور عشق و شور زندگی در شما دعوتی است از دیگران
تا عشق و شور زندگی آنان نیز خود را نشان می دهد.
سال نو مبارک
امیدوارم سال خوب و پر برکت و سرشار از شادی و موفقیتی داشته باشید
ببخشید که نظراتتون رو دیر تایید کردم
آخه کلی کار داشتم قبل از عید
بعدشم از 2 فروردین رفتیم مسافرت و امروز که 14 هست برگشتیم
این آپ رو علل حساب داشته باشید تا من بیام
یا حق
چرا استادا به دخترا بهتر نمره میدن؟
چرا بارون میاد ترافیک میشه؟
چرا توی یه آپارتمان 40 متری ال سی دی 52 اینچی میذارن؟
چرا به هر کی مسن تره بیشتر اعتماد میکنن؟
چرا از در که می خوان رد بشن کلی تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمی کنن؟
چرا توی شهروند و هایپر استار چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
چرا از توی ماشین پوست پرتقال میریزن بیرون؟
چرا توی اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسن چراغ می زنن؟
چرا وقتی میرن لباس بخرن مغازه های دیگه هم نگاه می کنن؟
چرا بعضیا خیابونه یه طرفه رو دو طرفه میرن؟
چرا تا از یکی از همکلاسات سوال بپرسی تمام نگاها به سمت تو میشه؟
چرا استادا به ازای نمره دادن سکه میگیرن؟
چرا هر کی توی اتوبان بنزین تموم کنه همه بی تفاوت از کنارش رد میشن؟
چرا بعضی از دوستا زیر آب همدیگه رو میزنن؟
چرا ابروی پسرا از ابروی دخترا نازکتره؟
چرا...؟
چرا...؟
چرا...؟
و خیلی چراهای دیگههر چند نه کسی پرسید و کسی اومد توی این مدت که نبودم
دمتون گرم
اما بی خیال
راستیییییییییییییییییییییییییییییی
یه خبر توپ دارم واستون
بالاخره من تونستم مادر هاج زنبو عسل رو پیدا کنم
جدی میگما
هفته ی قبل مامانم گیر داد بیا کمکم خونه تکونی
منم بچه ی حرف گوش کن گفتم چشم
کلی کار انجام دادم
رسیدم به تمیز کردن یخچال
تمام دل و جیگرشو ریختم بیرون
مثل روزی که می خواستن توی کارخونه قطعاتت رو روی هم سوار کنن
خلاصه
داشتم قفسه ای که کاهو ها توش بود رو خالی میکردم که دیدم یه زنبور از بین کاهو ها افتاد
طفلک از سرما مرده بود
یهو یاد هاج افتادم
بیچاره چقدر دنبال مامانش گشت
من که تواناییشو ندارم بهش خبر بدم
هر کی میتونه بهش بگه
اما به اصرار همه مجبور شدیم پنجشنبه مراسم بگیریم
هر چند که امروز کلی واسش دعا کردیم و البته مامانم رفت سر مزارش
من امتحان داشتم وگرنه می رفتم حتما
باورم نمیشه ۴۰ روز شد
عمر ما چقدر زود می گذره
پنجشنبه دیگه مشکیمو در میارم
باوتون نمیشه مثل بچه ها دلم واسه لباس رنگی هام تنگ شده
ولتاین رو به خودتون و هر کی که عاشقشین تبریک میگم
اینا رو هم واسه کسایی گذاشتم که می خوان این روز رو به عشقشون تبریک بگن

I love youانگلیسی
Ti amoایتالیایی
Ta olableبرزیلی
Te amoپرتغالی
ya tebya lubluروسی
Aztelubyeبلغاری
Wo ainiچینی
Ta lubescرومانیایی
Goyolnalژاپنی
Ich libe dichآلمانی
Tekyieroاسپانیایی
Jeg elsker digدانمارکی
ممنون که حدس زدین
فقط یه نفر حدس زد و کاملا هم درست حدس زد
قبلا کامل تعریف کردم که پارسال این روز چجوری سوختم
الان که دستامو نگاه میکنم فقط خدا رو شکر می کنم
اخه هیچ اثری از اون سوختگیه وحشتناک نمونده
پارسال دقیقا همین روز یعنی ۲۳ بهمن داشتم از درد می مردم
اگه خواستید بیشتر بدونید این لینکشه
ورود شما را به پرواز ابدی جمهوری اسلامی ایران خوشامد می گوئیم.
خداوندا! مشیت خودت را در رسیدن و لقاء خود بر ما قرار ده و سرعت آن را فزون فرما.
مقصد ما به احتمال ۹۹٪ بهشت موعود و به احتمال ۱٪ مقصدی که بر روی بلیط درج شده است می باشد.
بستن کمربندها اصلا ضرورتی ندارد چرا که بستن و نبستن آن برای ورود به بهشت الزامی نمی باشد.
در صورت بروز اشکال در سیستم هوای کابین ماسک هایی از بیلای سر شما آویزان خواهد شد که شما رایحه ی خوش ملائکه را احساس خواهید کرد.
خواهشمند است هنگام سقوط خونسردی خود را حفظ کنید.
آخه یکی نیست بگه تر رو سننن؟؟؟؟
بابا هر کی مسئول زندگیه خودشه آخه به چه زبونی بگم
مثلا می خوان دلسوزی کنن اما گند می زنن به زندگیه آدم
اه
ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا
امروز دلم خفن گرفته
یعنی چند روزی میشه که اینجوریم
دیروز هم که الکی به داداشم گیر دادم و هم اونو ناراحت کردم هم خودمو
دیروز صبح ساعت ۱۱ یه لیوان چایی خوردم
ساعت ۱ هم یه لیوان آب
تا ۱۲ شب دیگه هیچی نخوردم و آخرشم یه لیوان آب و یه پرتقال خوردم
کاش حداقل روزه می گرفتم
دلم فقط گریه می خواد
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توی آرشیو اه بگردین پیداش میکنین
یعنی یه بار راجع بهش نوشتم
۲۲ بهمن امسال سالگرد..................منه
پی نوشت: تا ۲۱ بهمن نظرات رو تایید نمی کنم واسه این پست
ببینم کیا یادشونه
اما الان مامانم زنگ زد به دوستم که تصادف کرده بود
کمرشو عمل کرده بودن
نمی تونست تکون بخوره
۳ اسفند هم قرار بود عقد کنه
اما به خاطر این اتفاق کنسل شد تا سحر حالش خوب شه
البته سحر دوست من نیست
دختر عمه ی دوستمه که منم واسه خیاطی میرم پیشش
کارش محشره
اون روز که رفتم بیمارستان دیگه گریه م گرفته بود
اما امروز فهمیدم که خدا رو شکر دیگه می تونه راه بره
۲-۳ ماهی طول می کشه تا خوب شه
اما خدا رو شکر که بالاخره خوب میشه
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
که پرنده مردنی است
در دم صبح بهار
شاخه ای از گل یاس
بوته ای از گل نرگس
بغلی از گل سرخ
همه را دسته کنم برگیرم
و بسازم سبد از پر طاووس سپید
تا دهم هدیه به آنها
که نوازش دادند
غنچه ی عشق و وفاداری را
دوس داری بنزین بزنی با کارت کی؟
شنیدم بنزین شده ۷۰۰ به تازگی!!!!!!!!!
بنزینتو تقسیم می کنی با یکی!!
دیگه که رو کارت بنزینش حساسی!!!!!!!
روش داری عقاید خیلی شیک و وسواسی!!!
اونقده اونو می خوای که اگه لیتری ۱۰۰ بنزین بدم بهت منو نشناسی!!!
فقر اینه که رژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم شه
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت می ذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه
فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و خیام و رودکی چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی
فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه اما وقتی خودت تنها می ری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی
ممنون از همدردیه همتون
واقعا ممنون
امیدوارم که هیچ وقت غم نبینین
خواسته بودین جریان دختر داییمو بدونین
چشم میگم
مامانم زنگ زد خونه ی مادر زن سابق داییم وقتی مادرزنش شنید خیلی ناراحت شد و زد زیر گریه گفت انگار خبر مرگ داداشمو بهم دادین
خلاصه خیلی ناراحت شد
نیم ساعت بعد هم زن داییم زنگ زد داشت گریه میکرد
مامانمو قسم میداد که بگو دروغه و رضا نمرده
با اینکه ۴ـ۵ سالی میشه که دوباره ازدواج کرده اما باز داشت ضجه می زد
گفت چجوری به مارال خبر بدم؟آخه بهش چی بگم؟
مامانم گفت هرجور صلاح می دونی اصلا اگه خواستی نگو
من وظیفم بود که خبر بدم دیگه باقیش با خودت
همه منتظر بودیم که عکس العمل مارال رو ببینن
حدود ۱۱ شب بودیم خانوما خونه ی ما بودن و مردا خونه ی خالم
یه۴۰ نفری می شدیم کلا
تلفن ما زنگ زد
یه دختر بود با یه صدای آروم و کاملا ریلکس
گفتم بفرمایید؟
گفت می تونم با بابک حرف بزنم؟
گفتم زنگ بزنین طبقه ی پایین
قطع کردم و به مامان و خاله گفتم که مارال بود
خاله سریع رفت پایین تا با مارال حرف بزنه
۱۰ دقیقه بعد صدای جیغ خالم بلند شد
رفتم پایین دیدم همه ی مردا دارن گریه میکنن همشون بدون استثنا
دیدم خالم داره حرف می زنه و از بی احساس بودن مارال میگه
از عدم ناراحتیش از بی تفاوتیش به مرگ دایی من و پدر خودش
همه داشتن اشک میریختن
یکی از آشناهامون عکاسی داره
گفت عکس آقا رضا رو بدین تا بزرگش کنیم واسه مسجد
با خاله آلبوماشو زیر و رو کردیم
یکی از عکسای عروسیش رو انتخاب کردیم
باز خاله شروع کرد
این جریان تا هفتم ادامه داشت
تا اینکه روز نهم بابک پیله کرد می خواد بره پیش مامانم که هی زنگ می زنه و میگه بیا اینجا
بابک رفت تهران و تا امروز که ۱۸ روزه دایی مرده اونجا بود
بابک برگشت
اما میدونینی با چه قیافه ای؟
موها و ریششو زده ابرهاشم برداشته پیشونیشم بند انداخته با موهای فشن
این بلاییه که زن داییم سرش آورده
فکرشو بکنین ما چی می کشیم
پسر دایی من به خاطر فوت داییم با تیپ ساده رفت اما چجوری برگشت؟
آخه این انصافه؟
این رسم همدردیه؟
تازه برگشته میگه من به بابک هیچ احساسی ندارم
حالتون خوبه؟
من؟
نه
دایی جونم.................
داییم.............................
۱۷ دی فوت کرد منم مجبور شدم دو تا از درسامو حذف کنم
خلاصه کلی ضد حال خوردم و خفن ناراحتم
دلمم عجیب گرفته
چرا؟
"چون باید باشد اما نیست"
فکر کنم این جمله کاملا گویا بود دیگه
این روزا هیچی آرومم نمیکنه
دردسرای پسر داییم بهش اضافه شده
همین پسر داییم که باباش فوت شده رو میگم
آخه داییم حدود ۱۶-۱۷ ساله که از زن داییم جدا شده
پسر داییم پیش داییم بود و دختر داییم پیش مامانش
حالا دیگه پسر داییم تنها شده و اومده پیش خالم که طبقه ی پایین خونه ی ما زندگی می کنن
آخه خالم دختر نداره اما بابک فقط ۳ ماه از من بزرگتره و درست نیست که بیاد اینجا
خلاصه کلی دردسر ریخته سرمون
جریان خبر دادن فوت دایییم به زن داییم و دختر داییمم بماند که بلواییی شد
حالا اگه حالشو داشتم بعدا میگم که چی شد

